تبليغاتX
عاشقم عاشق ابر های سر گردان
عاشق هر آنچه که نام توست بر آن

اي كه زندگي ام را با نگاهت روشن كردي و سر فصل زيباي زندگي را با كلمه عشق آغاز كردي

 اي كه همچو ساحل آرامي هستي در درياي طوفاني دلم و ناخدايي براي كشتي رها شده در طوفاني از امواج

 حال چون هميشه سفره آسمانت را براي اين دل تنگ بگشا كه مرا به تو نياز است

غم ها بر من حمله ور
كشتي همه بر گل نشسته
نگاه ها خسته
صدا ها چون كابوسي از همهمه
بيا كه وجودت همچون مرحمي بر اين دل تنگ است
وهمچون ساحليست براي كشتي غم زده ام
بيا كه نگاهت همچون چراغي ست در دنياي ظلماني بي كسي
و صدايت لالائي شبانه ام
بيا كه صبر همنشين مرگ است

 

+ نويسنده یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387

ساعت 1

توسط عاطفه

تویی که سرشارترین نگاهم همواره پیشکش تواست

تویی که زیباترین لبخندم همواره هدیه تواست

تویی که صادقانه ترین سخنانم را بی کم و کاست برایت بازگو می کنم

تویی که ساده ترین خواسته هایم را بی کم و کاست از تو می خواهم

تویی که ذره ذره تمامی دنیای مرا از آن خود ساختی

تویی که ذره ذره تمامی وجود مرا تسخیر خود ساختی

 تویی که در تمام وجودم شور و عشق را پدید آوردی

تویی که هر لحظه بودنت مرا آرامش است

تویی که تمام زندگی منی ، تویی که شب را برایم ستاره آوردی

تویی که هرگز لحظه ای از خاطرم دور نبوده ای

تویی که می خواهمت ، تویی که نباشی میمیرم

تویی که همه ی منی

 منی که بی تو هیچم

  

 

+ نويسنده یکشنبه یکم اردیبهشت 1387

ساعت 0

توسط عاطفه

RSS